
← رواق / Ravaq20 Jul · 1 h 09 min
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ۴۹۰
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ۴۹۰
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۹۰
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
در همه دير مغان نيست چو من شيدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آيينهی شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشنرایی
کردهام توبه به دست صنم بادهفروش
که دگر می نخورم بی رخ بزمآرایی
شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
کشتی باده بياور که مرا بی رخ دوست