
← رواق / Ravaq13 Jul · 58 min
ساقیا سایهی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵
ساقیا سایهی ابر است و بهار و لب جوی ۴۸۵
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۸۵
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
ساقيا سايهی ابر است و بهار و لب جوی
من نگويم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی
گوش بگشای که بلبل به فغان میگويد
خواجه تقصير مفرما گل توفيق ببوی
بوی يکرنگی از اين نقش نمیآيد، خيز
دلق آلودهی صوفی به می ناب بشوی
سفلهطبع است جهان بر کرمش تکيه مکن
ای جهانديده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصيحت کنمت بشنو و صد گنج ببر