
← رواق / Ravaq25 Jul · 1 h 10 min
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ۴۹۳
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ۴۹۳
«««««🍷میبهـا»»»»»
غزل نمره ۴۹۳
مفعول و مفاعیلن مفعول و مفاعیلن
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پاياب شکيبایی
دايم گل اين بستان شاداب نمیماند
درياب ضعيفان را در وقت توانایی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
وی ياد توام مونس در گوشهی تنهایی
در دايرهی قسمت ما نقطهی تسليميم